سيد علاء الدين محمد گلستانه
359
منهج اليقين (شرح نامه امام صادق ع به شيعيان) (فارسى)
كه نافلهء مرتّبه را در وقت فريضه مىتوان كرد ؛ و مىتوان بود « 1 » كه در سال اوّل ، به جهت مانعى يا بيان جواز ، ترك نموده باشد . و كلينى رضى الله عنه از آن حضرت ، روايت كرده كه فرمود : اوّلْ چيزى كه حساب آن را از بنده مىطلبند ، نماز است . پس اگر نمازش را قبول كردند ، ساير اعمال را قبول مىكنند و وقتى كه نماز در اوّلِ وقت بالا مىرود ، به صاحبش بر مىگردد ، سفيد و نورانى ، و مىگويد كه : مرا حفظ و نگاهدارى كردى . پس خداى تعالى ، تو را نگاهدارى كند ! و چون در غير وقت خود ، بىشرايط و « 2 » آداب ، بالا مىرود ، سياه و تاريك به نزد صاحبش برمىگردد و مىگويد : مرا ضايع كردى . خداى تعالى ، تو را ضايع كند ! « 3 » و ابن بابويه رحمه الله در فقيه ، اين مضمون را روايت نموده . « 4 » [ چگونگى محافظت از نماز ] و بدان كه محافظتِ نماز ، به آن مىشود كه آداب و شرايط نماز را رعايت نمايند . و اگرچه اين مقام ، گنجايش تفصيل آنها ندارد ، و ليكن چون اهتمام به بعضى از آنها بيشتر و ترك آنها در ميان بسيارى از مردم ، شايع است ، بنا بر اين ، به ذكر بعضى اكتفا مىشود : از آن جمله ، رعايت طهارت جامه و بدن است از نجاسات ، به قدرى كه موافقِ ظاهر شرعِ طاهر باشد ، نه آن كه به مرتبهء وسواس منتهى شود ؛ زيرا كه وسواس « 5 » به غيرِ متابعت شيطان ، چيزى نيست و باعث آن مىشود كه عبادت الهى بر آدمى شاقّ و دشوار مىشود ، و موجب ترك و بطلان عبادات مىشود . ديگر ، درست ساختن وضو و غسل و تيمّم است ، و رسانيدن آب در وضو و غسل به جميع اعضا ، به نحوى كه معنى شستن به عمل آيد ، و ابتدا نمودن در شستن رو به رُستنگاه موى سر در حالت وضو و در شستن دستها به بالاى مِرفَق « 6 » ، نه چنانچه بعضى از عوام ، آب را در شستن رو و دستها پايينتر مىريزند و بعضى از دست و رو ، ناشسته مىماند . و علما ، اين چنين وضو را باطل مىدانند .
--> ( 1 ) . الف : - « و مىتوان بود » . ( 2 ) . ب : « و » . ( 3 ) . الكافى ، ج 3 ، ص 268 ، ح 4 . ( 4 ) . كتاب من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 208 و 209 ، ح 626 و 627 . ( 5 ) . الف : - « منتهى شود ؛ زيرا كه وسواس » . ( 6 ) . ب : « مرافق » .